|
|
|
|
|
صدای بارانی ای ابر چه بارانی در روز و شبم باری مست از که حیرانی ،از دیده غم باری چک چک که تو میخوانی ، بر روح بیابانی شاد از همه لطفت این شعر که تو می نالی راهی سوی بالایی ، تا سمت تو من گیرم زنجیری از اشکم ، در راه تو میریزم من همره نسیمی با عقده ای که بسته من شیشه جنونی در قلب خود شکسته بیچاره اگر نالم درقالب این خویشتن در مرز جدا از تو بیگانه همی زیستن در گودی این جام و در حسرت یک لبخند گشتیم تهی ما و با ناله همی پیوند در فرصتی دگر بار ازادیم این زمانه رسمی بکش پرگار این گوی و این میانه بیچاره ازین مستی دریاب تو هم هستی فرقی است میان ما در ین عالم که مستی
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 0:32 توسط سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
به سوی خوشبختی در روزگاران گذشته ،پادشاهی زندگی میکرد که در مُلکش همه چیزداشت قدرت ، ثروت ،تاج و تخت همسران و فرزندان بسیار تنها چیزی که نداشت و به دنبالش بود سعادت و خوشبختی بود. یکی از روزها تصمیم میگیرد مأموران خود را به اطراف و اکناف ملک خود راهی کند تا اگر ادم خوشبختی یافتند با پول پیراهنش را بخرند و نزد پادشاه ببرند تا شاه انرابپوشد واحساس خوشبختی کند . فرستادگان همه جا راگشتند ، به هر کس رسیدند ازاو پرسیدند ایااحساس خوشبختی میکند یا نه ؟ جواب بیشترشان نه بود .....وقتی همه جا را مأموران گشتند و به جایی نرسیدند در برگشت پیرمرد هیزم شکنی را که داشت غروب را تماشا میکرد و لبخند میزد دیدند از او پرسیدند: پیرمرد تو که لبخند میزنی ایا ادم خوشبختی هستی ؟ پیر با خوشحالی جواب داد : "البته که من ادم خوشبختی هستم " پس او را با خود به قصر بردند...و او را بیرون کاخ منتظر گذاشتند تا ماجرا را برای شاه بازگو کنند شاه وقتی شنید که بالاخره ادم خوشبختی پیدا شده که میتواند لباس او را بپوشد خوشحال شد و رو به مأموران گفت :" زود باشید پیراهن آن مرد را بیاورید تا بپوشم " مأموران سکوت کردند و بعد گفتند :" قربان" اخر این پیرمرد هیزم شکن انقدر فقیراست که لباسی برتن ندارد " |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:42 توسط سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
دروغ مثل برف است که هر چه انرا بغلتانند بزرگتر میشود کانون فن اوری بنیاد پارسیان اگر میخواهی با گرگها بدوی باید مثل انها زوزه بکشی کانون فن آوری بنیاد پارسیان بنیاد هرانچه دروغ است را پایه گذاری کرده |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 0:30 توسط سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
رهیافت روز در دنیای احتیاج
سی دی اوراق قضایی شامل بیش از ۴۰۰ موضوع دادخواست به دادگاه و شورا برای شما که میخواهید شکایت را خودتان تنظیم کنید
با استناد به ماده ها و مصوبات قانونی باضافه تایپ پایان نامه و تحقیقات شما در اسرع وقت |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 0:14 توسط سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی از آسمان پول می بارد آدم بد شانس کیسه همراهش نیست
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 0:21 توسط سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 0:17 توسط سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
در آفتاب مهرت سایه ای از عشق علم کردم
بهانه بهار گرفتم واین عشق رسوای عالم کردم به طرف سبزه نشستم و بستان به گل دیدم گل شادی بدیدم و به این غم هم بخندیدم
شکسته گشته این دلم بار گناه میکِشَدم با همه این مستی من تاب خزان ندارَدَم جام طرب به مِی بِکِش ساز تو جان می آرَدَم اینهمه عشق،به مِی زنم لب،به سکوت خواندم من همه در حسرت او خواجه به پهلو آردم من سفر از عشق کُنم مرگ به مقصد آردم این همه جان زتن کَنَم فلک به رقص می آردم گوش و زبان به بند کُنم حسرت به پس میآردم این همه نقش حسن تو ز چشم ابر گو باردم
سلام ای بی مهر
جزء انگارم شدی
مثل هیچ وقت نبودنت مثل بی بال پرواز کردنت مثل غباری رو دل بی ادعا .... حالا من توی تنهایی ... اقتباس ممنوع ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 18:11 توسط سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
یه خواب صادق
کسی خوابی میبینه که در عالم بالاست فرشته ها رو میبینه که مشغولند و هی به این طرف اون طرف میرند و در تکاپو،نامه میگیرند و نامه میدند . میره جلو ازیکیشون میپرسه : شما چکار میکنید ؟ فرشته میگه : اینجا ما نامه هایی از زمین که شامل دعاها وتقاضاهای مردم از خداوند است رو دریافت میکنیم ............... کمی جلوتر میره باز تعدادی از فرشتگان رو میبینه که مشغول و پرکارند و کاغذ داخل پاکت میزارند ازشون میپرسه شما چکار میکنید ؟ فرشته ای میگه اینجا بخش ارساله ما بخشودگیها و الطاف و رحمت های خدا که شامل بندگانش شده رو داخل پاکت میزاریم وبه زمین میفرستیم ............... باز در قسمتی دیگه عده ای فرشته رو میبینه که البته بیکار نشستند از اونا میپرسه شما چرا بیکارید ؟ فرشته جواب میده : اینجا دعاهای مردم که مستجاب شده و باید جواب بفرستندو تصدیق میکنیم ولی عده کمی جواب میدند ................... از فرشته میپرسه مردم چطور باید جواب بدند؟ فرشته میگه : فقط بگند خدایا شکرت ! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 16:33 توسط سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
دستتون بابت نظر دهی درد نکنه فقط میخواستم یه چیزی نوشته باشم ولی دیدم چشما بازه حالا یه چیز جدید : میدونید پولی که دارایی از مردم میگیره رو کجاها خرج میکنند" پولی که بابت صدقه از مردم جمع میکنند رو کجاها خرج میکنند " پول نذورات امامزاده ها خرج چی میشه اونارو کجاها خرج میکنند " در کل پول هنگفت نفت کجاها میره وخرج میشه "
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 4:39 توسط سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
شرکت پاک آیینه ارغوان
با کادری مجرب در خدمت همشهریان عزیز مشاور و مجری کلیه امور باغبانی گل کاری کاشت درخت و چمن - وجین- آبیاری و حرس نگهداری فضای سبز تلفن تماس: ۰۹۳۵۷۵۷۱۶۸۵
باغ مشجر آلبالو در منطقه ای رو به رشد تجاری مسکونی نزدیک خیابان ۱۶۰۰۰۰ تومان
باغ مشجر آلبالو در منطقه ای رو به رشد تجاری مسکونی نزدیک خیابان حدود 3000 متر 160000 تومان تلفن تماس :۰۹۱۳۳۱۳۴۹۲۸
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 3:42 توسط سپیده
|
|
||